سيد علي اكبر قرشي

75

قاموس قرآن ( فارسي )

فقط نام منظور باشد و يا آنها بدروغ خويش را پيروان مسيح ميدانند و الله اعلم . نصف : نيمى از شىء . * ( وَلَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ . . . ) * نساء : 12 . براى شماست نصف مال زنانتان اگر فرزندى نداشته باشند . ناصية : موى پيشانى . طبرسى در ذيل * ( فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَالأَقْدامِ ) * رحمن : 41 . فرموده « النّاصية شعر مقدّم الرّأس » و آن در اصل بمعنى اتصال است . . . و ناصيه متصل بسر است . در المنجد گويد : ناصيه قسمت جلو سر يا موى پيشانى است كه دراز شده است . ديگران و از جمله طبرسى در ذيل آيهء 56 . هود آن را قصاص الشعر يعنى انتهاى روئيدن موى از پيشانى گفته‌اند . اصل آن چنان كه نقل شد بمعنى اتصال است در قاموس و اقرب گفته : « نصا المفازة بالمفازة » بيابان ببيابان پيوست . * ( ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها . . . ) * هود : 56 . هيچ جنبنده‌اى نيست مگر آنكه خدا موى پيشانى آن را گرفته است مراد از آن تسلَّط خدا است بر موجودات . * ( لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ ) * علق : 15 و 16 . حتما حتما از موى پيشانى او ميگيريم ( ذليلش ميكنيم ) ناصيه ايكه دروغگو و خطا كار است * ( يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَالأَقْدامِ ) * رحمن : 41 . « بالنّواصى » نائب فاعل است براى « يؤخذ » يعنى گناهكاران با علائم خودشان شناخته شوند ناصيه ها و پاهاشان گرفته شده به آتش انداخته شوند . نضج : * ( كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ ) * نساء : 56 . نضج ( بر وزن فلس و قفل ) بمعنى رسيدن ميوه و پختن گوشت است چنان كه در صحاح گفته است ، باحتمال قوى منظور از آن در آيه بيحسّ شدن است در اثر سوختن يعنى هر وقت پوستهاى آنها سوخت و بيحسّ